جمعه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۸۵

ما که هستيم

ما فرزندان نسلی هستيم که
صنعت شان ساختن سقاخانه
سياحت اش ؛ رفتن به زيارت ائمه اطهار
طبابت اش ؛ دخيل بستن
راه حل مشکلاتش ؛ نذر کردن و سفره انداختن
مراسم ملی اش ؛ زنجير زدن و قمه زدن
تفريح و سر گرمی اش ؛ به روضه خوانی رفتن
و از همه مهمتر ؛ فرهنگش ؛ فرهنگ شهادت بود و هست
دل شير می خواهد که خلاف جريان آب شنا کنی
اين دو سه خط را از اين بابت نوشته ام که يکی از من پرسيده بود چرا هزار سال است که ما دور خودمان می چرخيم و به هيچ جايی نمی رسيم

۴ نظر:

ناشناس گفت...

Salam dooste aziz man fek konam u ham mesle million ha javoone dige az amalkarde ina az eslam ham zade shodi moteasefane... ma javoonaye irooni bayad khodemoon cheshmemono baz konim berim bekhoonim bebinim dine ma az ma chi mikhad aslan chi gofte va kheili chizaye dige...

امیر فرشاد ابراهیمی گفت...

آره به خدا من که خسته شدم تا اومدیم حرف بزنیم گفتند ما فرزندان کورشیم ما سعدی و حافظ و فردوسی داریم ما هر چه بودیم امروز در این دنیا نخودی هستیم و هیچ کس تاب تحمل ما را ندارد ما همین هستیم ملتی که نماینده مان احمدی نژاد وحشی است . حالا چه باید کرد ؟

ناشناس گفت...

Nooshin
rasti ke golchin kardi...
che chizhaye ajib o gharibi dar farhange ma hast!

علی گفت...

با سلام و درود بر شما
موفق باشید
به امید ایرانی آباد و آزاد و به دور از استبداد